خرید بک لینک
ادمایی رو که وقتی خیلی زندگی فشار اورده و تنهایی داره باهاتون کشتی میگیره انتخاب کردید بعدا بریزید دور....نگهداشتنشون مثه نگه داشتن نصف ساندویچ بدمزه ایه که وقتی خیلی گرسنه بودید خریدید....این ساندویچ یه روز ته یخچال خراب میشه روزگارتونو خراب میکنه از ما گفتن بود ***یه نکته خیلی مهمی که هست دور انداختن ادماست که من کلا بلد نیستم وگرنه اینقدرررر نصفه ساندویچ بوگندو تو یخچالم نداشتم!! بعدا نوشت:بعضی از ادما ساندویچ نیستن سیگارن تو هم عین همه سیگاریا سینه تو جلو میدیو میگی هروقت بخوام میذارمش کنار اما وای به اون روزی که جعبه سیگارت یادت بره...

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 18:48

اینقدر دلم میخواست امروز اینهمه حفاظ و پرده و غریبگی بینمون نبود دستشو میگرفتم می بردم می نشوندمش وسط همون درختای دانشگاه و بهش بگم حرف بزن ببینم چی میگی یه جمله گفتی از ظهر تا حالا داره تمام مغز منو و باورای منو عین خوره میخوره و میره جلو !!!!

ممکنه دلیلی نباشه!!!!

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 18:48

یه چیزایی باید اینجا ثبت شه...تو دیوونه خونه ام...امروز دقیقا همون حس 7سال پیشو داشتم...وقتی ادامس خرسی پخش میکردیم...یاسی بود...یه کار عجیب...و قیلفه یاسی وقتی اونقدر محکم یه کار عجیبو انجام میده که بهش قبطه میخوری...میدونی فارغ از اینکه جسارت کاری که خیلی وقت بود میخواستم بکنم و میترسیدمو بهم داد مطمئنم کرد که اگه از بین همه ی ادمای امروز یکی بخواد بمونه واسه 10 سال دیگه اون یاسیه...حالا به هر فرمی که دراومده باشیم....

هرچند که اون نخواد و انتخابش کسای دیگه باشن...

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 18:48

امروز عصر که از خواب بلند شدم یاد اون روزهای کوتاه پاییزی و زمستونه ای دوران مدرسه افتاده بودم...اون روزایی که وقتی از خواب بلند میشدی نمیدونستی کی شب شده هیچ اتفاق استرس زا و تلخی نبود بلند میشدم عصرونه میخوردم وبعد کیف مدرسمو باز میکردم و شروع میکردم به انجام تکالیف مدرسه ام بدون استرس و دغدغه و ترس از شدن و نشدن و رویا و ارزو و طعم تلخ و شیرین...چه روزهای خوبی یود نوجوونی اروم و بی دغدغه ای بود نه تلگرام بود نه واتس آپ نه دنیای مجازی ای بود نه ادم های مجازی ای خودمون بودیم و کتابامون و لبخندای دانش آموزیمون....زمان ما داف و شاخ نبود دغدغه عکس با رتریکا ه

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 18:48

صفحه بندی